تبلیغات
مطالب اینترنتی - نگاه انتقادی به یادداشتی درباره رضاشاه

نگاه انتقادی به یادداشتی درباره رضاشاه

شنبه 8 اردیبهشت 1397 10:14 ق.ظ   نویسنده : نویسنده      



فریدون مجلسی- تحلیلگر روابط بین‌الملل در روزنامه شرق نوشت: یادداشت‌هاى آقاى نعمت احمدى، وكیل دادگسترى و كارآفرین و فعال عرصه كشاورزى را با تحسین می‌خوانم و مى‌آموزم. یادداشت روز پنجشنبه ایشان در «شرق» درباره جسد منتسب به رضاشاه نیز برایم جالب و نیز یادآور خاطرات كهنه بود. به‌خوبى به یاد دارم با بزرگ‌ترها در خیابان ولیعصر كنونى قدرى پایین‌تر از كاخ مرمر، شاهد تشریفات نظامى حمل جسد روى یك عراده توپ بزرگ بودم.

قطعا سن آقاى احمدى به چنان خاطره‌اى قد نمى‌دهد؛ اما ضمن اعتقاد به تداخل سیاست و حقوق، تصور مى‌كنم دیدگاه سیاسى كه ‌اتكاى بیشترى به تاریخ دارد، با دیدگاه حقوقى كه قانون‌محورتر است، تفاوت‌هایى دارد. در بررسى تاریخى اتفاق بسیار مهم نهضت ملى نفت ایران نیز كه‌ آن را از نوجوانى از نزدیك و اتفاقا باعلاقه و جانبدارانه شاهدش بودم، به همین اختلاف تحلیل سیاسى و حقوقى برخوردم. وقتى ادعاهاى مبالغه‌‌آمیز كامیابان در قیام ملى و ناكامان در توجیهات متناقض شكست و سرنگونى از سویى به دست چاقوكشان و از سویى دیگر به دست نامرئى ابرقدرت‌هاى آمریكا و انگلیس و نادیده‌گرفتن عنصر اصلى داخلى یعنى میزان تسلط یا تسلط‌نداشتن حكومت بر عوامل و عناصر مسلح اعمال قدرت برایم قانع‌كننده نبود، به‌ این نتیجه رسیدم که مرحوم مصدقِ حقوق‌دان، در تحلیل‌‌‌‌ها و تصمیم‌هاى خود به «حق و حقوق ملى» یا آنچه مدعى حقانیت ملى و شخصى خود می‌دانست، استناد و بر مبناى آن عمل می‌كرد؛ اما در سیاست، اصولا «قدرت» عملى براى نیل به «منافع ملی» و البته نه شخصى‌محور است و حقوق ملى می‌تواند هدف غایى منوط با داشتن «قدرت» باشد.

منظور از این مثال و تشبیه، رسیدن به یكى، دو نكته و ایراد سیاسى و تاریخى شاید از دیدگاهی حقوقی در امرى سیاسى باشد. آقای احمدی در ترجمه درجه نظامى، میرپنج به معنى سرتیپ را به سرهنگ تخفیف داده‌ا‌ند كه شاید به مصلحت نزدیك‌تر بوده باشد؛ اما در چند سطر پایین‌تر مرقوم فرموده‌اند: «سقوط دولت عثمانی و مهم‌تر از همه‌ انقلاب اکتبر روسیه و خروج این کشور از معادلات سیاسی-منطقه‌ای، دولت انگلیس را واداشت تا برای حفظ مستعمره خود، هند، تلاش بیشتری کند و با انعقاد قرارداد 1919 با وثوق‌الدوله، عملا استقلال ایران را از بین ببرد که با مخالفت نمایندگان مجلس و دلسوزان کشور به نتیجه نرسید. سرانجام رضاخان در سوم اسفند سال 1299 تهران را اشغال کرد که ‌از آن با نام کودتای سوم اسفند یاد می‌کنند؛ کودتایی که «ردپای دولت انگلیس و ژنرال آیرون‌ساید، افسر انگلیسی، در آن کاملا پیدا بود». البته كلیشه‌اى آشناست؛ اما از پژوهشگرى فرهیخته ‌انتظار مى‌رود به تضاد صغرى و كبرى همین جمله بیندیشند. بله دولت انگلیس همواره به موجودیت نیم‌بند ایران به‌عنوان سدى براى ممانعت از آزمندى امپراتورى توسعه‌طلب روسیه نسبت به هند مى‌اندیشید؛ اما اگر چنان كه مرقوم فرموده‌اند، انقلاب اكتبر روسیه موجب «خروج این كشور از معادلات سیاسى- منطقه‌اى» شد، دیگر چه نیازى بود انگلستان «براى حفظ مستعمره خود، هند، تلاش بیشترى كند»؟ همچنین آورده‌اند «و با انعقاد قرارداد ١٩١٩ وثوق‌الدوله عملا استقلال ایران را از بین ببرد».

آن «توافق براى قرارداد» هرگز «منعقد» و تبدیل به «قرارداد» نشد. نوشته‌اند انعقاد آن «با مخالفت نمایندگان مجلس و دلسوزان كشور به نتیجه نرسید،». اما مجلس تعطیل بود و هرگز چنان لایحه‌اى كه ‌از دستور کار دولت‌هاى بعدى هم خارج شد، به مجلس نرفت؛ اما چنان كه فرمانفرما و مرحوم مصدق در مقام والیان فارس بزرگ آگاه بودند، پلیس جنوب در حیطه ولایت ایشان عملا فعال بود و ناچار به تعامل كج‌دارومریز با آن بودند. درباره رد پاى دولت انگلیس و آیرون‌ساید نیز ابهامى مانند استناد به همان قرارداد وجود دارد. سؤال من این است؛ این آیرون‌ساید چه‌كاره بود؟ ناگهان در شمال ایران چه می‌‌‌‌‌‌كرد و چه مأموریتى داشت؟ جمعا «چه مدت» در ایران اقامت داشت؟ در قزوین چه مى‌كرد و چرا براى نخستین‌بار چند روز پیش از کودتا با سیدضیا در آنجا دیدار كرد؟

رضاخان، چند روز پیش از حركت به تهران براى كودتا و در شرایطى كه هشت ماه حقوق افرادش پرداخت نشده بود، اصلا چه زمانی از ایده كودتا باخبر شد؟ آیا دخالت ژنرال آیرون‌ساید و انگلیس صرفا در این بود كه گفتند سیدضیاء یا میرپنج! «برو كودتا كن ما داریمت!» یا پول، تداركات و عملیاتی در کار بود؛ آن هم براى روی‌کارآوردن كسی كه دولتش سه ماه بیشتر نپایید؟ پس دلیل مخالفت انگلیس با اعزام کاردار سفارت همراه با نمایندگان احمدشاه و سپهدار رشتى، نخست‌وزیر، به كاروانسرای سنگى براى جلوگیرى از كودتا كه در صورت‌جلسه هیئت وزیران انگلیس نیز انعكاس یافته، چه بود؟ البته مخالفت كمونیست‌هاى ایران و بعدا حزب توده با موضع آنها درست بود؛ زیرا روسیه ‌از معادلات جهانى خارج نشده بلكه نام آن تبدیل به شوروى شده بود و در ایران نیز نیروهاى آن کشور در انزلی پیاده شده و جمهورى شوروى سوسیالیستى گیلان را تشكیل داده و در آذربایجان هم به تدارك مشغول بودند.

در آن قرارداد پیشنهادی، ضدیت طرفین با اشاعه کمونسیم مستتر بود. پیش‌نویس قرارداد پرماجراى وثوق‌الدوله رئیس آینده فرهنگستان ایران هم برای آگاهی و هرگونه داوری به شرح زیر است: «با توجه به روابط محکمه دوستی و مودت که‌ از سابق بین دولتین‏ ایران و انگلیس موجود بوده ‌است و نظر به‌ اعتقاد کامل به ‌اینکه‏ مسلما منافع مشترک و اساسی هر دو دولت در آتیه تحکیم و تثبیت‏ این روابط را برای طرفین الزام می‌نماید و نظر به‌ لزوم تهیه‏ وسایل ترقی و سعادت ایران به‌حد اعلی بین دولت ایران از یک‏ طرف و وزیرمختار اعلیحضرت پادشاه‌ انگلستان به نمایندگی از (جانب) دولت خود از طرف دیگر مواد ذیل مقرر می‌شود: 1. دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصص را که برای لزوم استخدام آنها در ادارات مختلفه بین دولتین توافق حاصل شود به خرج دولت ایران تهیه خواهد کرد.2. دولت انگلستان با قاطعیت هرچه تمام‌تر تعهداتی را که مکررا در سابق برای احترام مطلق به ‌استقلال و تمامیت ایران کرده ‌است، تکرار می‌کند.3. دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحب‌منصبان، ذخایر و مهمات جدید را برای تشکیل قوه متحدالشکل که دولت ایران ایجاد آن را برای حفظ نظم در دامنه سرحدات در نظر دارد، تهیه خواهد کرد.

4. برای تهیه وسایل نقدی لازم به جهت اصلاحات مذکور در ماده دو و سه‌ این قرارداد، دولت انگلیس حاضر است یک قرض کافی برای دولت ایران تهیه [کند] یا ترتیب آن را بدهد.5. دولت انگلستان با تصدیق کامل احتیاجات فوری دولت ایران به ترقی وسایل حمل‌ونقل که موجب تأمین و توسعه می‌باشد، حاضر است با دولت ایران موافقت کرده و اقدامات مشترک ایران و انگلیس راجع به تأمین و حفظ راه‌آهن یا اقسام دیگر وسایل نقلیه را تشویق کند.6. -دولتین توافق می‌کنند در باب تعیین متخصصان برای تشکیل کمیته، تعرفه گمرکی را مراجعه و تجدیدنظر کرده و با منافع حقه مملکت و تمهید و توسعه وسایل ترقی آن تطبیق نماید». بندهای این قرارداد در دولت‌های بعدی با همکاری دولت‌های اروپایی و آمریکا در مالیه، گمرک، راه‌آهن، ارتش و نیز تشکیل یک نظام آموزشی از دبستان تا دانشگاه‌ اجرا شد.



لینک منبع

مطلب نگاه انتقادی به یادداشتی درباره رضاشاه در سایت مفیدستان.


آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


نویسندگان

  • نویسنده (22)